السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

401

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي [ 1 ] سؤال كرد كه چطور ممكن است كليم اللَّه نداند كه خداى تعالى قابل رؤيت حسّى نيست و چنين سؤالى را مطرح كند ؟ امام رضا ( ع ) در جواب فرمود : موسى كليم اللَّه مىدانست كه خداوند عزّ و جلّ منزّه‌تر از آنست كه به چشم ديده شود ، امّا از آنجا كه او با خداوند هم كلام شد و به او تقرّب يافت و اين مطلب را به قوم خود خبر داد ، آنها گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم ، تا وقتى كه ما هم صداى او را مانند تو بشنويم و قوم او هفتصد هزار نفر بودند ، موسى از ميان آن قوم هفتاد هزار نفر انتخاب كرد و باز از ميان اين عدّه هفت هزار نفر و سرانجام هفتاد نفر را براى ميقات پروردگار خود برگزيد و به همراه آنها به سوى طور سينا به راه افتاد ، پس آنها در دامنهء كوه ايستادند و موسى ( ع ) از كوه طور بالا رفت و از خداوند درخواست كرد كه با آن افراد سخن بگويد و آنها كلام او را بشنوند ، خداوند هم دعاى موسى را اجابت كرد و آنها كلام الهى را از همهء جهات شنيدند ، چون خداى متعال آن صوت را در درختى ايجاد كرد و از آن منبعث نمود و برانگيخت تا اينكه آنان آن را از همه جهات شش‌گانه ( بالا ، پايين ، چپ ، راست ، روبرو ، پشت سر ) شنيدند ، امّا اين افراد قانع نشدند و گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم تا وقتى كه صاحب اين صدا را آشكارا ببينيم ! وقتى چنين گفتار عظيمى را بر زبان راندند ، خداوند عزّ و جلّ صاعقه‌اى فرو فرستاد و آنها را به سبب اين جسارت و ظلم مؤاخذه و هلاك نمود ، در اين وقت موسى عرضه داشت ، پروردگارا وقتى من نزد بنى اسرائيل برگردم ، به آنها چه جوابى بدهم ؟ آنها مىگويند تو اين هفتاد نفر را با خود بردى و آنها را كشتى ، چون در ادّعاى مناجات خود با خداى عزّ و جلّ كاذب بودى ، پس خداوند به دعاى موسى آنها را زنده كرد تا همراه او بازگردند ، آنگاه آن هفتاد نفر گفتند : اگر تو از خدا بخواهى كه خود را به تو نشان دهد ، حتما او درخواست تو را اجابت مىكند و بعد از آن تو ما را از چگونگى او باخبر ساز تا او را درست بشناسيم و به او معرفت پيدا كنيم ، موسى ( ع ) گفت : اى قوم ، خداوند با چشم سر ديده نمىشود و بايد او از آيات و نشانه‌هايش شناخت ، امّا آنها گفتند : ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم ، مگر اينكه چنين درخواستى از خداوند بنمايى ، پس موسى به ناچار عرضه داشت : پروردگارا

--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 143 .